كاش همان كودكی بوديم كه حرفهايش را ازنگاهش میتوان خواند ، اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسی نمیفهمد و دل خوش كرده ايم كه سكوت كرده ايم ...! سكوت پر بهتر از فرياد تو خاليست ... دنيا را ببين ... بچه بوديم از آسمان باران میآمد ، بزرگ شده ايم از چشمهايمان میآيد ...! بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله می گفتيم همه میفهميدند ... بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسیمیگويم ... هيچ كس نمیفهمد ...!
نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 13:54 توسط پــــــریـــــــا | لينك ثابت
|
رحمتی کن تا ایمان ، نام و نان برایم نیاورد. قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم. تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار می کنند نه از آنها که پول دین میگیرند و برای دنیا کار می کنند
پروردگارم ،مهربان من
از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگ عزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...
در هراس دم می زنم
در بی قراری زندگی می کنم
و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است
من در این بهشت ،
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.
"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"
نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 11:15 توسط پــــــریـــــــا | لينك ثابت
|