تلاش بیهوده ایست تو را از خود داشتن
تلاشی بیهوده....
مثل دست و پا زدن در مرداب
مثل بیداری بعد از مرگ
تلاشی بیهوده مثل روبوسی ماه با خورشید
مثل فشردن دستهای روشنایی
من در نهایت حوصله نشسته ام تا تو به خود آیی و مرا طلب کنی
جستجو کن مرا که من در یک قدمی تو ایستاده ام
نگاه کن..از ورای نیستی تا نبض هستی در کنار تو ایستاده ام
از آن سوی سرزمین نامعلوم تا این سوی دشت آشکار درکنار تو ایستاده ام
به کجا می روی که در انتهای راه کسی جز من در انتظارت نیست
سبز و سرشار در کنار تو ایستاده ام و سایه ای نیستم از خاطری دور
تمام شب در انتظار طلوع خورشید ذرات تاریکی را شمردم
تا به من بگوید با عشق تو چه باید کرد و بهای با تو بودن چیست
که دل بریدن جواب حل این معما نمی باشد
و از خود گذشتن اتفاق دیرینه ایست
تلاش بیهوده ایست تو را از خود داشتن....
سلام به دوستان خوبمپـــــریـــا هـــستم از مــــهــــابـــــادامیدوارم که لحظه های خوبی رو تو وبم بگذرونیدخوشحال میشم با نظراتون به ارتقای کمی و کیفی وبلاگم کمک کنیددوستدار شما: پــــــریـــــــا~~~~~~~~~~~~~تقدیم به انان که با آوازه عشق آشنایی دارندوبه انسانهای دیگراحترام میگذارند ودوست داشتن و مهرورزیدن راگناه نمیشمارند و عشق راستین را بااعماق وجود پذیرفته اندخلاصه پیش کش به تمام شیفتگان و دلسوختگانسلام اغازهراشنایی...